عنوان کتاب : شناخت نامه نماز (عربی - فارسی)
قطع : وزیری
جلد : 2
نوبت چاپ : دوم
تاریخ انتشار : 1393
ناشر : سازمان چاپ و نشر دار الحدیث

شناخت نامه نماز (عربی - فارسی)

پيش‏گفتار

 

نماز، به عنوان سرآمد عبادات، ويژگى‏هايى دارد كه هيچ عبادت ديگرى از آنها برخوردار نيست. اين ويژگى‏ها، به تفصيل، در آيات قرآن و احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام آمده كه در اين‏جا به مهم‏ترين آنها اشاره مى‏شود.

ويژگى‏هاى نماز

نماز، نخستين فريضه‏اى است كه خداوند سبحان، انجام دادن آن را بر مردم، لازم شمرده، و نخستين كارى است كه در اسلام، فرا گرفتن آن واجب است، و نخستين عملى است كه انسان در قيامت در باره‏ى آن، بازجويى مى‏شود. اگر اين عمل، مورد قبول خداوند قرار گرفت، ساير اعمال، پذيرفته مى‏شود و اگر مردود شود، ديگر اعمال نيز مردود مى‏گردد.

نماز، ستون دين است كه بدون آن، ارزش‏ها و آرمان‏هاى دينى، فرو خواهند ريخت. از اين رو، در اسلام، پس از اعتراف به مبانى عقيدتى، هيچ عملى بالاتر و والاتر از نماز نيست.

جايگاه نماز نسبت به ديگر ارزش‏هاى دينى، جايگاه سر در بدن است، و بدين جهت، حيات و پويايى ارزش‏هاى دينى در جامعه اسلامى، وابسته به آن است.

نماز، بهترين برنامه‏اى است كه خداوند سبحان براى رشد و شكوفايى انسان‏ وضع كرده، و از اين رو، بهترين كار و محبوب‏ترين عمل، و برترين وسيله تقرب به آفريدگار جهان، و معراج اهل ايمان است.

نماز، شيطان را از انسانْ دور مى‏گرداند، از سرمستى و طغيانْ پيشگيرى مى‏كند، خودْ بزرگ‏بينى و انواع رذايل اخلاقى و عملى را مى‏زدايد، گناهان را پاك مى‏كند، و جان را پاكيزه مى‏سازد.

نماز، چهره باطنى انسان را زيبا و دل را نورانى مى‏كند، و موجب آسودگى بدن و آرامش جان، و نيز سبب فرود آمدن رحمت الهى مى‏گردد.

نماز، چراغ اهل آسمان، مايه سنگين شدن ترازوى عمل، و وسيله جلب خشنودى آفريدگار جهان است.

نماز، كليد دستيابى به همه خوبى‏هاست. با نماز، هر دو جهاد اصغر و اكبر، به پيروزى مى‏رسند، نگرانى‏ها از دلْ زدوده مى‏شوند، و بدى‏ها به نيكى‏ها تبديل مى‏شود.

نماز، راه روشنى است كه انبياى الهى براى رسيدن به بهشت جاويد، به انسان نشان داده‏اند، و سرانجام نماز، نور چشم خاتم پيامبران و آخرين سفارش ايشان است.

پيامبر صلى الله عليه و آله در آخرين لحظات زندگى، مكرر مى‏فرمود: «نماز، نماز، نماز!» تا جان به جان آفرين تسليم كرد.[۱]

نقش نماز در تكامل انسان‏

ويژگى‏هايى كه براى نماز برشمرديم، به روشنى نشان مى‏دهند كه اين عبادت، بيش از هر عبادت ديگر، در تكامل انسان و سعادت دنيا و آخرت او، نقش دارد. براى توضيح اين مطلب، ابتدا اشاره‏اى داريم به نقش عبادت خدا در تكامل انسان، و سپس بيان اين مطلب كه چگونه نماز، بيش از هر عبادتى ديگر، در اين عرصه، نقش آفرين است. 

عبادت، حكمتِ خلقت انسان‏

از ديدگاه قرآن كريم، هدف از آفرينش انسان، عبادت خداست:

«وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ.[۲]

جِن و انس را نيافريدم مگر براى اين كه مرا عبادت كنند».

اما بايد توجه داشت كه عبادت، هدف نهايى خلقت انسان نيست؛ بلكه هدف متوسط است. هدف نهايى، سعادت دنيا و آخرت انسان و دستيابى او به خلافت الهى است، كه انسان، براى رسيدن به اين مقصد والا، راهى جز «عبادت (بندگى)» ندارد.

از اين رو، قرآن كريم، عبادت را «راه مستقيم به سوى خدا» مى‏داند و مى‏فرمايد:

«وَ أَنِ اعْبُدُونِى هذَا صِرَ طٌ مُّسْتَقِيمٌ.[۳]

[آيا از شما پيمان نگرفتم كه‏] مرا عبادت كنيد، كه اين است راه راست؟».

اين آيه به روشنى بيانگر اين واقعيت است كه عبادت، هدف نهايى نيست؛ بلكه راه مستقيم و درست زندگى است.

نكته قابل تأمّل، اين كه قرآن نمى‏گويد: عبادت، راه راست زندگى را به انسان نشان مى‏دهد؛ بلكه مى‏فرمايد: عبادت، خود، راه راست است!

اين سخن بدين معناست كه عبادت (بندگى) و اطاعت خداوند متعال و پياده كردن برنامه‏هاى او در زندگى، دقيقاً راه درست تأمين همه نيازهاى مادّى و معنوى انسان است.

ياد خدا، روح همه عبادات‏

جان و جوهر همه عبادات، ياد خدا (ذكرُ اللَّه) است. در واقع، ياد خدا رمز خودسازى و سازندگى، كليد ارتقا به سوى كمالات و مقامات انسانى، بهترين سرمايه تأمين رفاه فردى و اجتماعى، مادّى و معنوى، و دنيوى و اخروى است.

ياد خدا، در گام اولِ سلوك، آيينه دل را از زنگارهاى اخلاق و اعمال زشت، پاك مى‏كند، و در گام دوم، با نورانى ساختن دل، زمينه انعكاس معارف شهودى در آن و دستيابى انسان به قلّه يقين را فراهم مى‏سازد، و در يك جمله، مى‏توان گفت كه: «ياد خدا، ياد كردن از خويش است، و فراموشى او، فراموش كردن خود»!.[۴] 

جامع‏ترين دستاورد ياد خدا

خداوند متعال، وعده قطعى داده است كه هر كس او را ياد كند، او نيز متقابلًا وى را ياد نمايد.[۵] ياد كردن خدا از بنده خود، در حقيقت، جامع‏ترين دستاورد «ذكر» و مبدأ همه آثار مادّى و معنوى، اين كيمياى ارزشمند سعادت است.

بى ترديد، همه آثار سازنده ذكر (ياد خدا)، در اين تعبير كه: «خداوند، يادكننده خود را ياد مى‏كند» خلاصه شده است؛ زيرا ياد كردن خداوند متعال از بنده خود، به معناى آگاهى داشتن از حال او نيست؛ چرا كه او همواره، به همه چيز و همه كس، آگاه است؛ بلكه مقصود از ياد كردن، ارزانى‏داشتِ نعمت و احسان و رضوان به اوست.

البته مراتب چنين نعمت و رحمت متقابل الهى نسبت به يادكننده خود، متناسب با مراتب ذكر اوست. هر چه ذكر از سوى بنده، عميق‏تر و آثار عملى آن گسترده‏تر باشد، احسان مادّى و معنوى الهى، ذاكر را بيشتر فرا خواهد گرفت. آرى! نظر به اين پاداش مضاعف براى ذاكران است كه خداوند متعال فرموده است:

«وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ.[۶]

و البته ياد خدا بزرگ‏تر است».

سخن امام باقر عليه السلام در تفسير اين آيه نيز تأكيدى است بر اين كه ياد كردن خدا از

انجام شود، در اوّلين مرحله، انسان را از آلودگى‏هاى اخلاقى و عملى پاك مى‏كند و شيطان را از انسان، دور مى‏گرداند.

نماز، انسان را در برابر سختى‏هاى زندگى، مقاوم مى‏سازد، نگرانى و اضطراب و اندوه را از بين مى‏برد، و جان را آرامش مى‏بخشد و از اين رو، پيشوايان دين، در سختى‏ها، به نماز، پناه مى‏بردند.

فرشتگان الهى، نمازگزار را دعا مى‏كنند، رحمت الهى او را فرا مى‏گيرد، و دعاى او به اجابت، نزديك مى‏گردد.

برترين بركات نماز

برتر از همه بركات، اين كه: نماز، آينه جان را نورانى و نورانى‏تر مى‏كند، تا آن جا كه دل، جلوه‏گاه انوار جمال و جلال خداى سبحان مى‏گردد، و بدين‏سان، نمازگزار، به لقاى معبود خود نايل مى‏شود، در اين باره، آية اللَّه محمّدتقى بهجت رحمه الله فرمود:

نخستين مرتبه لقاء اللَّه [براى عبد]، اين است كه در حال نماز، براى او انس و دلْ‏گرمى پيدا مى‏شود و بالاترين مرتبه لقاء اللَّه، حالتى است كه در حديث «قُرب نوافل»، به آن اشاره شده است.[۱۴]

و بدين سان، نماز، معراج عارفان است، و هنگام نماز، براى نمازگزاران راستين، هنگام ديدار آنها با خداى سبحان است، چنان كه در روايتى از امير مؤمنان عليه السلام در تفسير «قد قامت الصلاة» آمده است:

أي حانَ وَقتُ‏الزِّيارَةِ وَالمُناجاةِ وقَضاءِ الحَوائِجِ ودَركِ‏المُنى‏ وَالوُصولِ إلَى اللَّهِ عز و جل.[۱۵]

[قد قامت الصلاة] يعنى وقت ديدار و مناجات و برآورده شدن حاجات و رسيدن به آرزو و وصول به خداى عز و جل فرا رسيد.

از منظر آية اللَّه بهجت- رضوان اللَّه عليه-، سالك مى‏تواند با بهره‏گيرى از نماز، به‏ تداوم ذكر، دست يابد و با تداوم ذكر، به شهود تام، نايل آيد. ايشان در پاسخ اين پرسش كه راه تداوم ذكر چيست، فرمود:

توجه به نماز! اگر نماز درست شد، همه چيز درست مى‏شود.

«وَاعلَم أنَّ كُلَّ شَي‏ءٍ مِن عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلاتِكَ».[۱۶]

ميزان الحراره، نماز است.[۱۷]

و نيز فرمود:

راه رسيدن به شهود، مراقبت از ياد خدا و از دست ندادنِ اختيارى توجّهاتى است كه احياناً براى انسان حاصل مى‏شود. غفلتِ غيراختيارى اهميتى ندارد.

واضحات را از دست ندادن، موجب وصول به شهود تام است.[۱۸]

امام خمينى- رضوان اللَّه عليه- نيز نماز را راه پيروزى در جهاد اكبر مى‏داند و خطاب به فرزندش، مرحوم سيد احمد خمينى، مى‏نويسد:

فرزندم! از خودخواهى و خودبينى به در آى كه اين، ارث شيطان است كه به واسطه خودبينى و خودخواهى، از امر خداى تعالى به خضوع براى ولىّ و صفىّ او- جلّ و علا- سر باز زد. و بدان كه تمام گرفتارى‏هاى بنى آدم، از اين ارث شيطانى است كه اصل اصول فتنه است. و شايد آيه شريفه‏ «وَقتِلُوهُمْ حَتَّى‏ لَاتَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدّينُ لِلَّهِ»،[۱۹] در بعض مراحل آن، اشاره به جهاد اكبر و مقاتله با ريشه فتنه- كه شيطان بزرگ و جنود آن است كه در تمام اعماق قلوب انسان‏ها شاخه و ريشه دارد- باشد. و هر كس براى رفع فتنه از درون و برون خويش بايد مجاهده نمايد. و اين جهاد است كه اگر به پيروزى رسيد، همه چيز و همه كس اصلاح مى‏شود.

پسرم! سعى كن كه به اين پيروزى دست‏يابى، يا دست كم به بعض مراحل آن. همّت‏ كن و از هواهاى نفسانيه كه حدّ و حصر ندارد، بكاه و از خداى متعال- جلّ و علا- استمداد كن كه بى‏مدد او كس به جايى نرسد.

و نماز، اين معراج عارفان و سفر عاشقان، راه وصول به اين مقصد است. و اگر توفيق يابى و يابيم به تحقّق يك ركعت آن و مشاهده انوار مكنون در آن و اسرار مرموز آن، ولو به قدر طاقت خويش، شمّه‏اى از مقصد و مقصود اولياى خدا را استشمام نموده‏ايم، و دورنمايى از صلاة معراج سيّد انبيا و عرفا- عليه و عليهم و على آله الصلاة والسلام- را مشاهده كرده‏ايم؛ كه خداوند منّان، ما و شما را به اين نعمت بزرگ، منّت نهد.[۲۰]

كسانى كه توفيق خواندن نماز- با توصيفى كه در كلام امام رحمه الله بدان اشاره شده- را يافته‏اند، مى‏دانند لذّتى كه اهل معرفت از نماز مى‏برند، قابل مقايسه با هيچ لذّتى نيست.

بالاتر از لذايذ مادّى‏

آية اللَّه بهجت در باره لذّت بردن اولياى الهى از نماز، نقل كرده‏اند كه:

استاد اخلاق ما در نجف (مرحوم آقاى قاضى) مى‏فرمود: «اگر لذّت نماز را بدانند، مى‏دانند كه در دنيا، لذّتى بالاتر از نماز نيست».

فرزند آية اللَّه بهجت، پس از نقل اين مطلب از پدر بزرگوار خود براى اين جانب، افزود كه: ايشان به دليل بسيارىِ نماز، دچار ضعف مى‏شدند. به همين خاطر، در صدد برآمديم از نمازهاى [مستحبّىِ‏] ايشان بكاهيم؛ اما ايشان در مقابل مى‏فرمود:

اگر سلاطين عالَم مى‏دانستند كه انسان، در حال نماز، چه لذّت‏هايى مى‏بَرد، هيچ گاه دنبال لذايذ مادّى نمى‏رفتند. 

لذّتبخش‏تر از بهشت!

مرحوم آية اللَّه سيّد احمد فِهرى (م ۱۳۸۵ ش)[۲۱] براى اين جانب نقل كردند كه:

شخصاً از آقا سيدعلى قاضى شنيدم كه فرمود: «مدّتى است كه فكر مى‏كنم: اگر در بهشت، نگذارند ما نماز بخوانيم، چه كنيم؟!».

آية اللَّه فهرى، اضافه كرد كه ايشان جمله ياد شده را با لهجه تركى شيرينى، ادا مى‏فرمود.

همچنين آية اللَّه فهرى نقل كردند كه:

سيّد على اكبر اعمى‏[۲۲] مى‏گفت: مدّت ده روز براى من، حالتى دست داد كه هر مشكلى داشتم، حل مى‏شد. شبهه‏اى در حال نماز برايم پيش آمد و آن، اين بود كه: چگونه ممكن است افرادى همچون اوَيس قَرَن و ...، يك شب تا صبح، سجده كنند ...؟

با اين ذهنيت به ركوع رفتم و گفتم: «سُبحانَ رَبّىَ الْعظيمِ وبِحَمدِه». خيلى لذّت بردم. دو باره گفتم. لذّتم بيشتر شد. همچنان، هر چه بيشتر اين ذكر را مى‏گفتم، بيشتر لذّت مى‏بردم ....

بدين سان، شبهه من برطرف شد كه اهل معرفت كه از انس با خدا خسته نمى‏شوند، به دليل لذّتى است كه از نظر معنوى، احساس مى‏كنند.

آية اللَّه بهجت نيز نقل كرده‏اند كه:

آقا ميرزا حسينِ ميرزا خليل تهرانى،[۲۳] در سنّ نوزده سالگى مى‏فرموده: «غذا خوردن براى من، مانند اين است كه انبان و كيسه‏اى را پر كنم. من از خوردن غذا هيچ لذّت نمى‏برم. آنچه از آن لذّت مى‏برم، نماز خواندن است».

شخصى مى‏گفت: ايشان بعد از نماز صبح، در بالا سر حضرت امير عليه السلام، در مصلّا مى‏ايستاد و تا طلوع آفتاب، به نماز مشغول بود.[۲۴]

از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده است كه فرمود:

حُبِّبَت إلىَّ النِّساءُ و الطّيبُ وَ جُعِلَت فِى الصَّلاةِ قُرَّةُ عَينى.[۲۵]

زنان و بوى خوش، مورد علاقه من اند؛ ولى، نور چشم من در نماز نهاده شده‏است.

آية اللَّه بهجت، در شرح اين حديث نبوى فرموده است:

هر كدام از اينها (زن، بوى خوش و نماز) محبوبيت و لذّت تكوينى دارد؛ ولى لذّتى كه در نماز است، بيشتر از لذّت آن دو است؛ امّا چه كنيم كه در ذائقه ما، شور و تلخ است! لذا هر چه زودتر مى‏خواهيم نماز را به آخر برسانيم و از آن، فارغ شويم! بعضى از پروانه‏ها و زنبورها هم بوى خوش را طالب اند. بهره گرفتن از جنس مخالف هم مشترك بين حيوانات است؛ ولى اين از مختصّات و امتيازات انسان كامل است كه از نماز، لذّت مى‏برد.[۲۶]

آرى! لذّت بردن از نماز، اختصاص به انسان‏هاى كامل دارد و همين، رمز پايدارى آنها در عبادت‏هاى طولانى است.

تصويرى زيبا از اسرار نماز

آية اللَّه بهجت، نماز را بدين‏سان تصوير مى‏نمايد:

نماز، به منزله كعبه، و تكبيرة الإحرام، پشت سر انداختن همه چيز غير خدا و داخل شدن در حرم الهى است، و قيام، به منزله صحبت دو دوست، و ركوع، خم شدنِ عبد در مقابلِ آقاست، و سجده، نهايت خضوع و خاك شدن در مقابل اوست. و وقتى‏ عبد، در آخر نماز، از پيشگاهِ مقدّس الهى باز مى‏گردد، اوّلين چيزى كه سوغات مى‏آوَرَد، سلامى از ناحيه اوست.[۲۷]

آية اللَّه بهجت، شخصاً آن قدر از انس با خدا لذّت مى‏برد كه طبق نقل نزديكان ايشان، نيمى از شبانه روز را به عبادت مشغول بود.[۲۸]

رمز خودسازى و سازندگى‏

چنان كه گفتيم بر اساس آموزه‏هاى قرآن كريم، پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام و تجربه بزرگان اهل معرفت، نماز، بالاترين نقش را در رشد و شكوفايى انسان دارد و در يك جمله: نماز، رمزخودسازى و سازندگى است. از اين رو، در نظام اسلامى، بايد تقويت و تعميق فرهنگ نماز، در صدر همه اولويت‏ها باشد؛ اما با كمال تأسف بايد گفت كه غالب مردم و حتى بسيارى از نخبگان، اين جان‏مايه حركت به سوى قلّه تكامل را، چنان كه بايد نمى‏شناسند، و آن چنان كه شايد، از آن، بهره نمى‏برند!

چه بسا، جويندگان كمال، عمرى را در جستجوى راه‏نما و مُرشد و دستور العمل‏هاى سُلوكى، به سر مى‏آورند، در حالى كه از اين كيمياى بى بديل خودسازى و سازندگى، غافل اند. در صورتى كه اگر به آيات روح‏بخش قرآن و سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام- كه سرآمد راه‏نمايان بشرند- مراجعه كنند، به سادگى در مى‏يابند كه نماز، بهترين و نزديك‏ترين راهِ رسيدن به مقصد اعلاى انسانيت است.

با در نظر گرفتن آنچه در تبيين «حكمت نماز» بيان شد، حتى اگر شريعت نيز آن را واجب نمى‏دانست، عقل سليم، پايبندى به آن را ضرورى مى‏شمرد؛ زيرا هيچ عاقلى خود را از آن همه آثار و بركات اين رمز رستگارى و كاميابى محروم نمى‏كند. از اين رو، بر پايه حديث «جنود عقل و جهل»، امام صادق عليه السلام، نماز را در شمار سپاهيان عقل‏ و تضييع آن را در زمره سپاهيان جهل آورده است.[۲۹]

قدردانى و سپاس‏

كتابى كه هم اكنون فراروى شما خوانندگان گرامى قرار دارد، محصول تلاشى جمعى در «پژوهشكده علوم و معارف حديث» و در واقع، مَدخل «الصلاة (نماز)» از دانش‏نامه قرآن و حديث است كه به صورت مستقل، منتشر مى‏شود.[۳۰]

متن آيات و احاديث اين كتاب، با همكارى فاضل گران‏قدر جناب آقاى مرتضى خوش‏نصيب، گردآورى و توسط اين جانب تنظيم گرديد. از ايشان و ديگر همكارانى كه در ساماندهى اين اثر سهيم اند، بويژه استاد ارجمند جناب آقاى عبد الهادى مسعودى- كه افزون بر همكارى در نگارش شمارى از تحليل‏ها، با ترجمه روان و زيباى خود، فهم آيات و احاديث اين مجموعه را براى پارسى‏زبانان ميسّر ساخت-، صميمانه سپاس‏گزارم و از خداوند سبحان، براى همه آنان، پاداشى فراوان و در خور فضل و كرامتش، مسئلت دارم.

ربّنا! تقبّل منّا؛ إنك أنت السميع العليم.

محمّد محمّدى رى ‏شهرى‏

۱۵/ ۱/ ۱۳۹۱

دهم جمادى اوّل ۱۴۳۳

 

 

[۱] ( ۱). ر. ك: ص ۸۹( فصل دوم: ويژگى‏هاى نماز) و ص ۱۲۳( فصل سوم: حكمت نماز).

[۲] ( ۱). ذاريات: آيه ۵۲.

[۳] ( ۲). يس: آيه ۶۱.

[۴] ( ۱). براى آشنايى بيشتر با موضوع« ياد خدا» و آثار و بركات آن از منظر آيات و روايات، ر. ك: نهج الذكر با ترجمه فارسى، محمّد محمّدى رى‏شهرى.

[۵] ( ۲).

\J« فَاذْكُرُونِى أَذْكُرْكُمْ‏\E

؛ مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم»( بقره: آيه ۱۵۲).

[۶] ( ۳). عنكبوت: آيه ۴۵.

[۷] ( ۱). بقره: آيه ۱۵۲.

[۸] ( ۲). ر. ك: ح ۲۲۳.

[۹] ( ۳). بر پايه اين تفسير، كلمه« اللَّه» در آيه«

\J وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ\E

»، فاعل« ذكر» است. در اين صورت، معناى آيه چنين است: ياد كردن خدا[ از ذاكر خويش‏]، بزرگ‏تر[ از ياد شدن او] ست توسط ذاكر. البته اين آيه، تفسير ديگرى هم دارد كه طبق آن، كلمه« اللَّه» مفعول ذكر است؛ يعنى خدا را ياد كردن،[ از ديگر كارها] بزرگ‏تر است. علامه طباطبايى در اين باره ذيل آيه مذكور مى‏فرمايد:« جمله«

\J وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ»\E

، به منزله ترقّى در تبيين آثار و بركات ياد خدا در نماز است. گويا مى‏فرمايد: نماز بگزار تا تو را نه تنها از كارهاى زشت و ناپسند باز دارد، بلكه در نتيجه ياد كردن از خدا در اين فريضه الهى، بركات بزرگى نصيب تو خواهد شد كه بازدارندگى از كارهاى زشت، نسبت به آن، كوچك و جزئى است. بنا بر اين، ذكر خدا در نماز، بزرگ‏ترين خير و بركتى است كه ممكن است به يك انسان برسد».

گفتنى است، هر چند اين تفسير هم قابل قبول است، ليكن تفسير نخست، مناسب‏تر به نظر مى‏رسد.

[۱۰] ( ۴). طه: آيه ۱۴.

[۱۱] ( ۱). صحيفه امام: ج ۱۲ ص ۳۹۲.

[۱۲] ( ۲). مريم: آيه ۳۱.

[۱۳] ( ۳). ر. ك: ح ۶۸.

[۱۴] ( ۱). ر. ك: زمزم عرفان: ص ۱۳۲.

[۱۵] ( ۲). ر. ك: ص ۴۲۲ ح ۶۵۶.

[۱۶] ( ۱). يعنى:« بدان كه همه كارهايت، تابع نماز توست»( ر. ك: ح ۱۰۹).

[۱۷] ( ۲). زمزم عرفان: ص ۱۳۱.

[۱۸] ( ۳). زمزم عرفان: ص ۱۲۹.

[۱۹] ( ۴). بقره، آيه ۱۹۳:« با آنان پيكار كنيد تا فتنه‏اى نباشد و دين از آنِ خدا گردد».

[۲۰] ( ۱). صحيفه امام: ج ۲۰ ص ۱۵۵- ۱۵۶.

[۲۱] ( ۱). نماينده امام و رهبرى در سوريه و امام جمعه زينبيّه دمشق. گفتنى است كه ايشان، اين مطلب را در تاريخ ۱۶/ ۸/ ۱۳۷۷ در سوريه براى اين جانب نقل كردند.

[۲۲] ( ۲). وى از دانش‏آموختگان حوزه علميه قم بود كه در مدرسه رضويّه حجره داشت. اين جانب در آغازطلبگى( دهه چهل شمسى)، او را ديده بودم و گاه به حجره وى مى‏رفتم.

[۲۳] ( ۳). مقصود، آية اللَّه ميرزا حسين خليلى تهرانى( م ۱۳۲۶ ق) است كه از مَراجع نامور نجف و از حاميان‏مشروطيّت بود.

[۲۴] ( ۱). در محضر آية اللَّه العظمى بهجت: ج ۱ ص ۱۰۵.

[۲۵] ( ۲). الأمالى، طوسى: ص ۵۲۸ ح ۱۱۶۲.

[۲۶] ( ۳). در محضر آية اللَّه العظمى بهجت: ج ۱ ص ۱۰۶.

[۲۷] ( ۱). زمزم عرفان: ص ۹۰.

[۲۸] ( ۲). زمزم عرفان: ص ۹۰.

[۲۹] ( ۱). ر. ك: ج ۲/ ح ۱۰۰۹.

[۳۰] ( ۲). گفتنى است كه مَدخل« اذان» نيز پيش از اين، هم به صورت مستقل و هم در جلد دوم دانش‏نامه قرآن و حديث، منتشر شده است.