تاريخ انتشار: دوشنبه 1395/10/6
کد خبر: 55510
معرفی تازه های نشر مرکز همایش‏ های علمی و پژوهش‏ های آزاد مؤسسه دارالحدیث

معرفی تازه های نشر مرکز همایش‏ های علمی و پژوهش‏ های آزاد مؤسسه دارالحدیث

مرکز همایش ‏های علمی و پژوهش ‏های آزاد دارالحدیث، در کنار اشتغال به آماده‏ سازی آثار کنگرۀ بین المللی سیّد مرتضی علم الهدی در راستای مأموریت اصلی خود، موفق به انتشار دو کتاب شعر از مجموعۀ «سیری در قلمرو شعر آیینی» شده است و دو اثر ادبی و تاریخی را نیز در دست انتشار دارد.

مجموعه «شعر توحیدی»، نخستین کتاب از مجموعۀ «سیری در قلمرو شعر آیینی» است که در ۶۵۶ صفحه وزیری و در دوازده بخش، پیشینۀ شعر توحیدی در چهارده سده را به ترتیب تاریخی بررسی کرده و نمونه‏ های گوناگونی را از سروده‏های شاعران، ارائه نموده است.

ساحَت موضوعیِ شعر توحیدی ـ که مهم‏ترین و برجسته‏ترین قطعه از پازل شعر آیینی است ـ بسیار گسترده است و هر یک از سه عنوان اصلی و محوری: «نیایش»، «پرستش» و «ستایش» به لحاظ موضوعی، زیرمجموعه‏ هایی دارند که با توحید ذات ربوبی و معرفت الهی مرتبطند؛ از قبیل: نماز، روزه‏داری، دعا، شب‏زنده‏داری، سحرخیزی، انابه و توبه، اعتکاف، طاعت و بندگی، توکّل، توسّل به حضرات معصومین‰ برای رسیدن به مقام قرب الهی و متّصف شدن به صفات جمالی و جلالی حضرت حق «عزّ إسمه» و دیگر مقوله‏هایی که در این قلمرو موضوعی قرار می‏گیرند.

در تدوین کتاب « شعر توحیدی»، مؤلف محترم آن، جناب استاد محمّدعلی مجاهدی، نکاتی را در نظر داشتند که از مهم‏ترین آنها موارد زیر است:

۱. تبیین جایگاه شعر توحیدی در زبان فارسی و پیشینۀ‏ مکتوب یازده سده‏ایِ آن با استناد به منابع متقن تاریخی و ادبی.

۲. رعایت سنت سنَوی و ترتیب تاریخی و تقدّم و تأخّر شاعران به لحاظ زمانی.

۳. ارائۀ توضیحات لازم دربارۀ‏ اصطلاحات، ترکیبات و واژه‏های دشوار در پاورقی صفحات.

۴. پرهیز از آوردن شعر شعرای دشوار‏سرا و در اولویت قرار دادن شعرهایی که تقریباً برای عموم قابل استفاده‌اند.

۵. تدوین مجموعه‏ای از فاخرترین و ناب‏ترین اشعار توحیدی به زبان فارسی برای برطرف کردن خلأ ملموس و محسوسی که از دیرباز در حوزۀ‏ شعر توحیدی احساس می‏شد، و نیز تلاش در اعتلا بخشیدن به سطح آگاهی مشتاقان شعر و ادب توحیدی، خصوصاً شاعران آیینی‏سُرای جوان و ذاکران آل‏الله.

عروج سرخ (مجموعه شعر عاشورایی)

این کتاب که دومین عنوان از مجموعۀ «سیری در قلمرو شعر آیینی» است، از نظر موضوعی در ده بخش تدوین شده و در این تقسیم‏بندیِ موضوعی، وجه غالبی که بر آثار حاکم بوده، ملاک عمل قرارگرفته است. عناوین این ده بخش عبارتند از:

  1. بخش اوّل: محرّم، ماه «شور» و «شعور» و «حماسه»؛
  2. بخش دوم: سفیر عشق، مسلم بن عقیل†؛
  3. بخش سوم: منظومۀ شهادت اصحاب فداکار امام حسین‰:

۱/۳. حر بن یزید ریاحی†

۲/۳. عبد الرحمن بن عروة†

۳/۳. محمد بن عبدالله بن جعفر†

۴/۳. مسلم بن عوسجه†

۵/۳. حبیب بن مظاهر†

۶/۳. زهیر بن قین†

۷/۳. عمرو بن قرظه†

۸/۳. نافع بن هلال†

۹/۳. اسلم تُرک†

۱۰/۳. عابس بن شبیب شاکری†

۱۱/۳. وهب و امّ وهب؛

  1. بخش چهارم: حماسه‌آفرینان بزرگ عاشورا:

۱/۴. در حماسه‏آفرینی‏های علمدار کربلا† و زینب کبریƒ

۲/۴. آیینۀ پیامبرˆ، حضرت علی اکبر†

۳/۴. شهید بزرگ عاشورا، حضرت علی اصغر†

۴/۴. دو جانباز بزرگ: حضرت عبدالله الحسن و قاسم بن الحسن‡؛

  1. بخش پنجم: خورشید همیشه روشن، امام حسین†؛
  2. بخش ششم: عزّت‌آفرینی‏های پردگیان حرم‰:

۱/۶. حضرت زینبƒ

۲/۶. حضرت امّ کلثومƒ

۳/۶. حضرت سکینهƒ

۴/۶. حضرت رقیهƒ

۵/۶. حضرت اُمّ البنینƒ؛

  1. بخش هفتم. فتنۀ خاکستری؛
  2. بخش هشتم: اربعین حسینی؛
  3. بخش نهم: کلیدواژه‏های عاشورایی: اعتراض، بیداری، رهایی؛
  4. بخش دهم: رباعی‏های عاشورایی.

کتاب عروج سرخ، در ۴۰۸ صفحه وزیری، به زیور طبع آراسته شده است.

در مورد زمینۀ تدوین این دو مجموعه، حضرت آیة الله ری‏شهری در پیش‏گفتار این دو کتاب چنین نوشت:

شب یازدهم محرم ۱۴۲۲ق/ ۱۳۸۰ ش، به مجلس عزاداری در بیت مقام معظم رهبری حضرت آیة الله خامنه‏ای رفته بودم. در آن مجلس، یکی از مداحان مشهور، شعرهایی خواند که رهبری پس از تمام شدن جلسه، ابراز ناخرسندی کرده، به وی تذکر دادند. همان شب، ایشان در محفلی خصوصی نکاتی را دربارۀ شعر آیینی فرمودند؛ از جمله:

  1. تأثیر ادبیات دینی و آیینی در اندیشه و روح جوانان؛
  2. اهتمام بیشتر در مضمون‏‏گزینی و آهنگ مناسب در مراثی؛
  3. تبیین هنرمندانۀ اهداف و ارزش‏های مطلوب در مکتب اهل بیت‰؛
  4. احتراز از اشعار سست و مضامین نامستند و فاقد اعتبار دینی.

پس از آن جلسۀ مغتنم و به‏یادماندنی، این اندیشه در ذهن من شکل گرفت که در زمینۀ شعر عاشورایی و آیینی، گامی در خور، ضرورت یافته است. از این رو در سوم شهریور ۱۳۸۱، جلسه‏ای در دفتر تولیت آستان حضرت عبدالعظیم†، با حضور شماری از شعرای برجستۀ کشور و مداحان اهل بیت‰ برگزار شد. یکی از مهم‏ترین خواسته‏های شاعران و مداحان در آن جلسه، تدوین منبعی مستند و معتبر در زمینۀ مقاتل و مناقب اهل بیت‰ بود. بحمد الله، با تدوین «دانش‌نامۀ امام حسین†» در پانزده جلد و سپس استخراج بخش مقتل آن با نام «شهادت‌نامۀ امام حسین†» در دو جلد، به همّت محققان و نویسندگان مؤسسۀ علمی – فرهنگی دارالحدیث، دسترسی به منبعی معتبر و جامع ممکن گردید.

پس از آن، جلسه‏ای در هشتم بهمن ۱۳۹۲ با همان گروه از شاعران و مداحان برگزار شد تا دانش‌نامۀ مذکور برای حاضران تشریح و معرفی گردد و راه برای غنی‏سازی اشعار دینی و آیینی، بیش از پیش هموار شود.

این زمینۀ تاریخی سبب شد تا در سال ۱۳۹۳، «واحد شعر آیینی» در مؤسسۀ دارالحدیث راه‏اندازی شود. مسئولیت این واحد، تدوین و گردآوری اشعار آیینی همسو با آموزه‏های معتبر دینی و گزاره‏های مستند تاریخی در حوزه‏های مختلف است.

بی‏شک، شعر یکی از مهم‏ترین راه‏ها برای استوارسازی و جاودانگی اندیشه‏های ناب و معارف الهی است. شعر فاخر می‏تواند اندیشه‏ای را در گسترۀ جامعه، عمق و عمری طولانی ببخشد یا از آن پاسداری و نگهداری کند تا به زبان‏های دیگر نیز ترجمه شود و متفکران جهان را به تأمل وادارد. به کار گرفتن این زبان و ابزار در حوزۀ معارف دین، از اعتقادات و اخلاقیات گرفته تا فقه و تعلیم و تربیت، از گذشته‏های دور تا امروز مورد توجه ادیبان مسلمان بوده است؛ اگرچه کمتر شکل و شمایل موضوعی داشته و بیشتر در قالب جُنگ بوده است؛ مگر در حوزۀ عاشورا و فضایل و مناقب یا برخی رشته‏های علمی که تا حدّی صورت موضوعی یافته است.

«واحد شعر آیینی» مؤسسۀ علمی ـ فرهنگی دارالحدیث بر آن است که زیر نظر پژوهشگران معارف دینی و نیز کارشناسان ادبیات فارسی، آثاری منظوم و مرتبط با معارف دینی را گرد آورد و به جامعۀ علمی عرضه دارد تا راه گسترش معارف و مکتب اهل بیت‰ هموارتر گردد. از این رو برنامه‏هایی را در دستور کار خود قرار داده است که مهم‏ترین آنها بدین شرح است:

۱. تهیۀ مجموعه‏های موضوعی در حوزه‏های معارفی، اخلاق، فضایل و مناقب و مراثی؛

۲. انتخاب و گزینش اشعار فاخر از جهت محتوا و قالب؛

۳. نشان دادن ریشه‏های معرفتی این اشعار در آموزه‏های قرآنی و حدیثی.

آیة الله محمّدی ری‏شهری، در پایان یادداشت خود، ضمن تقدیر از زحمات استاد محمّدعلی مجاهدی، از شاعران متعهد درخواست کرده است که با توجّه به فراهم آمدن منابع معتبر و مستند در حوزۀ مناقب و مقاتل اهل‏بیت‰ و نیز معارف اعتقادی و اخلاقی آنان، در آفرینش‏های ادبی و ذوقی خود، دقت بیشتری مبذول دارند تا پس از این، جامعه بیش از پیش شاهد شعرهایی با محتوای صحیح و مطابق با اصول و فروع اعتقادی باشد.

 

                                                             

در دست انتشار

بازنگاشت نقض

ساده‏سازی و بازنویسی متون کهن فارسی در روزگار ما امری متداول و رایج شده است؛ این کار به انگیزۀ پیوند دادن نسل‏های جدید به نسل‏های کهن و آشناسازی نسل نو با پیشینۀ فرهنگی انجام می‏شود.

کتاب‏هایی چون تاریخ وصّاف عبدالله بن فضل شیرازی، تاریخ روضة الصفای محمّد میرخواند (ابن خاوند شاه)، تاریخ جهانگشای عطاملک جوینی و درۀ نادرۀ میرزا مهدی خان منشی استرآبادی، توسط اساتید بزرگ ادبیات فارسی همچون آقایان: دکتر عباس زریاب خویی، دکتر سیّد جعفر شهیدی و دکتر منصور ثروت به انجام رسیده است.

کتاب نقض عبدالجلیل رازی قزوینی که از متون کهن فارسی قرن ششم است، شایستۀ ساده‏سازی و بازنویسی بود؛ بنا بر این، شورای علمی کنگرۀ بزرگداشت عبد الجلیل رازی، بازنویسی و ساده‏سازی این کتاب را تصویب کرد و پس از مشاوره‏ها و گفتگوها، جناب استاد دکتر سیّد علی موسوی گرمارودی انجام این مهم را بر عهده گرفت.

اینک زحمات چند سالۀ ایشان، به بار نشسته و در دست آماده‏سازی برای انتشار است. استاد گرمارودی در بخشی از مقدّمۀ خود بر این کتاب، چنین نوشته است:

بازنويسي يك كتاب، امروز يك «نوع ادبي» يا به تعبير خارجي آن، «ژانر ادبي» شده است. در قديم هم، هر چند نه به گونۀ امروز، امّا به صُورِ مشابه، سابقه داشته است. مثلاً ابان بن عبد الحميد لاحقي،[۱] كليله و دمنه را براي برمكيان به نظم عربي بازنوشته است.[۲] شايد بتوان همۀ كتاب‏هايي را كه زير عنوان «تهذيب» (گاه حتي از سوي خود نويسندگان كتاب اصلي) بازنويسي شده‌اند، از همين نوع دانست.

باري، اين كار، براي آسان‏سازي خوانش كتاب و كاستن از زحمت خواننده است و در واقع بازنگارندۀ كتاب، به جاي خوانندۀ كم‏فرصتِ امروز، رنج مراجعه به كتب لغت را براي يافتن معادل‏ها و ترجمۀ آيات و اشعار عربي و بازگرداندن متن قديمي به زبان معيارِ روز، به عهده مي‏گيرد و از زبان شاعر، به اين دسته از خوانندگان مي‏گويد:

تو رنجه مشو، برون ميا از دَرِ خويش

من خود چو قلم همي‌دَوَم بر سرِ خويش ... .

در بازنويسي اين كتاب كوشيده ‏ام كه نثر آن را به نثر معيارِ امروزي با اندكي چاشني باستان‏ گرايي برگردانم و حتي المقدور نه هيچ بر معاني عبارات بيفزايم و نه هيچ از آن بکاهم، مگر آن که براي کلمه يا عبارتي، هيچ معناي محصّلي به دست نم‏ی آمد و به اين يقين مي‏رسيدم که آن کلمه يا عبارت، از قلم نسخه‏ نويس دچار افتادگي و يا تحريف و تصحيف شده است. خوش‌بختانه اين موارد از شمار انگشتان دو دست تجاوز نکرده است، و خوش‌بختي بيشتر آن که اين موارد اندک، هيچ لطمه اي به معناي عبارات، وارد نساخته است. مصحّح دانشمند کتاب مرحوم أرموي، به شيوۀ عالمانه، در متن نسخۀ اساس و در حواشي، نسخه‏ بدل‏ها را ذكر فرموده است. کم بودن نسخه ‏هاي کتاب و حذف و اضافه ‏هاي نسخه برداران و نيز افتادگي‏ ها، گاهي موجب تعقيد عبارات و دشواري دريافت منظور اصلي مؤلف شده است. در اين موارد، براي چاره ‏انديشي، دو کار کردم:

۱. دريافت حاقّ معناي عبارتي که مخدوش مي‏نمود يا تعقيد داشت، از روي عبارات پيش و پسِ آن و توضيح آن با عبارتي طولاني‏ تر از عبارت اصلي.

۲. از ميان نسخه‏ بدل‏هايي كه محدّث اُرموي در پانويس‏ها آورده بود، آن را برگزيدم كه صحيح‏تر يا مناسب‏تر يافتم. بنابراين مي‏توانم با ظن قوي عرض كنم كه اين بازنوشته، معناً به انديشه و نظر مؤلف كتاب، نزديك‏ترين است... .

نسخه‏ بدل‏هايي که در پانويس متن آمده بود و براي خوانندۀ اين بازنگاشت مفيد فايده ‏اي نبود، حذف کردم. حواشي و تعليقات و توضيحات، همه از علّامه اُرموي است. موارد اندکي که من توضيحي داشته ‏ام با نام خودِ من، آمده است تا مسئول درستي و نادرستي آن، خود باشم. تمام آيات و احاديث و مَثَل‏ها و عبارات عربي را بدون استثنا به فارسي ترجمه کردم و متن عربي ِآن را نيز آورده‏ام. تمام اشعار عربي را نيز ترجمه کردم، مگر آنهايي که يا طولاني بودند و يا براي مقصود مؤلف کتاب جنبۀ تأکيد داشتند و بس... .

تمام تعارفاتِ پس از ذکر نام شاهان و امرا را که مولّف به ملاحظات سياسي روزگارِ خود و بنا به مصلحت شيعيانِ وقت ذکر کرده است، حذف کردم. مثلاً نظير اين دعا که پس از نام طغرل سرسلسلۀ سلجوقي آورده است: «سقاه ‏اللّه رحمته؛ خداوند او را از رحمت خود سيراب گرداناد» يا دربارۀ شاهي ديگر مي‏گويد: «نَوّر اللّهُ قبرَه؛ خداوند گور او را پرنور كند».

اميد است كوشش ناچيز صاحب اين قلم، مورد رضاي حضرت حق و توجّه حضرت بقيّة الله ـ أرواحنا فداه ـ قرار گيرد و دستاويزي براي بركشيدن اين قلم‏زن از عرصات غفلت به سرمنزل آشنايي‏ها گردد؛ وگرنه به قول سنايي:

اگر بودي كمال اندر نويسائيّ و خوانايي

 چرا آن قبلۀ كل، نانويسا بود و ناخوانا؟

اماکن تاریخی ری

ری، یکی از کهن‏ترین مراکز تمدّنی ایران است که قدمت چندین هزارساله دارد و مردمان آن را قومی متمدّن و هنرور توصیف کرده‏اند.

ری، در دورۀ اسلامی، از سدۀ سوم و چهارم، دارای یک حوزۀ نسبتاً توانمند علمی بود و شخصیت‏هایی بزرگ، از شیعه و سنّی را در خود پروراند؛ دانشمندان و اثرآفرینانی همچون: ثقة الاسلام کلینی(م ۳۲۹ ق)، ابن قِبّۀ رازی(ق ۴)، ابن مُسکویه(م ۳۲۱ ـ ۴۲۱ ق)، ابوحاتم رازی(م ۳۲۲ ق)، ابن فارِس رازی(۳۲۹ ـ ۳۹۵ ق)، ابوبکر رازی(۳۲۵ ـ ۳۸۵ ق) و محمّد بن زکریا رازی(م ۳۰۲ ق).

با افول و از رونق افتادن حوزه‏های علمی بغداد و قم، ری سرآمدِ شهرهای علمی شیعه در آن روزگار شد و قرن پنجم و ششم، دوران اوج بالندگی علمی ری به شمار می‏آید. در این دورۀ درخشان، عالمانی همچون ابوالفتوح رازی(ق ۶ ق)، صفی‏الدین رازی(ق ۶ ق)، سدیدالدین حمصی رازی(م ۶۰۰ ق)، شیخ منتجب‏الدین رازی(۵۰۴ ـ ۵۸۵ ق)، عبدالجلیل رازی(زنده در ۵۶۰ ق)، امام فخر رازی(۵۴۶ ـ ۶۰۶ ق) و قطب‏الدین رازی(م ۶۹۶ ـ ۷۶۶ ق)، حضوری تأثیرگذار داشتند.

مرقد حضرت عبدالعظیم حسنی† در این دیار، یکی از اسباب رونق علمی و معنوی ری از قرن سوم به این سو بوده است. مؤسسۀ علمی ـ فرهنگی دارالحدیث که در پرتو این آستان مقدس شکل گرفت و اکنون یکی از پایگاه‏های علمی مهم کشور برای نشر معارف اهل بیت‰ است، در تولید کتب دینی و تربیت استادان و فرهیختگان عرصۀ قرآن و حدیث، توفیقات بی‏شمار داشته و برای قدردانی و ادای دین به این مرقد مطهر و شهر ری، کارنامه‏ ای پر برگ و بار نصیب خود کرده است؛ از جمله برگزاری کنگرۀ جهانی بزرگداشت حضرت عبدالعظیم حسنی، همراه چاپ و نشر سی اثر علمی ، و نیز بزرگداشت عالمان و بزرگان ری، همچون کلینی، ابوالفتوح رازی و عبدالجلیل رازی.

در کنار خدمات و فعالیت‏های مذکور، چند سالی است که «واحد ری‏پژوهی» نیز در مؤسسه، راه‏اندازی شده است تا پژوهش‏های ری‏شناسی، ارتقا و سامان بیشتری یابند. تولید آثار معتبر و مستند در این زمینه، از دیگر برنامه‏های این واحد است.

کتاب  اماکن تاریخی ری، نخستین اثر از مجموعه ‏ای است که واحد ری‏پژوهی در نظر دارد تقدیم علاقه ‏مندان به ری‏شناسی کند. مؤلف کتاب، استاد برجستۀ جغرافیای ایران، جناب آقای دکتر جواد صفی‏ نژاد است که خود از دیار ری است. این کتاب، در ۳۵۲ صفحۀ وزیری، اماکن تاریخی ری را در سه برهۀ زمانی بررسی کرده است. عناوین فصول چهارگانه این کتاب عبارت‏اند از:

فصل اوّل: کلیات؛

فصل دوم: اماکن تاریخی به جای مانده از ری قبل از اسلام؛

فصل سوم: اماکن تاریخی به جای مانده در ری پس از اسلام تا حملۀ مغول؛

فصل چهارم: اماکن تاریخی باقی مانده از عصر مغول تا زمان کنونی.

 

 

[۱]. شاعر و معروف به رقاشي. اهل بصره بود، ولي به بغداد رفت و به برمكيان پيوست. كتاب‏هاي سيرۀ اردشير، سيرۀ انوشيروان، كتاب مزدك، سندبادنامه، الصيام و الاعتكاف از ديگر آثار اوست.

[۲]. حاصل اوقات، مجموعه مقالات دكتر احمد مهدوي دامغاني، به كوشش: سيّد علي‏محمّد سجّادي، تهران: سروش، ۱۳۸۱، ص۲۶۱.

منبع :